واقعآ دنبال چی میگردیم؟ منتظر کی هستیم؟! فکر کنم دنبال این نوع کامنت ها باشیم که زیاد از بخش مدیریت وبلاگ، نظرات رو چک میکنیم:
انتظار آقایون:
سلام سارینا خانوم هستم نیمه ی گمشده ی شما و بسیار زیبا و تو دل برو، خواستم ببینم اگر زحمت نمیشود خدمت برسم و پاهایتان را داخل تشت شیر ولرم ماساژ بدهم، اگر هم مرحمت فرمائید و اجازه بدهید کف پایتان را ماچ نمایم ممنون میشوم.
انتظار خانوما:
با سلام، اینجانب انریکه ایگلسیاس تک فرزند و دارای خودروی شاسی بلند، عاشق و مجنون و نیمه ی گم به گور شده شما هستم. از غم دوری شما خاک به سر شده ام. بزرگواری فرمائید و این زن ذلیل بالقوه را به غلامی پذیرفته تا بالفعل شده و مراتب چاکری نوکری خود را تمام و کمال به شما شاهزاده خانوم خوشگل ابراز نمایم. عروسکِ قصه ی من پیشاپیش سپاس.
پ.ن:
اگه ماجرا از این قرار نیست، پس چیه؟ 





خداحافظ زمستان..
اینم عکس های برفی ترین روز زمستون سالی که گذشت، تصاویر اول و دوم رو از پیاده رو گرفتم و عکس سوم مسیر ابتدای توچال به سمت بام تهران. عکس چهارم از ایستگاه چشمه و تصویر پنجم، ایستگاه دوم توچال است. تصاویر بعدی از ارتفاعات بالاتر به علت مه غلیظ، عمق برف و بارش برف و بودن سه تا گرگ تو مسیر و سرعت زیادی که داشتم،وضوح کمی داشت به این پست اضافه نکردم..
پ.ن:
سالها بود تهران اینجوری برف نیومده بود. امیدوارم در تابستان امسال شاهد بارش همین اندازه برف باشیم و به کشاورزا هم به خاطر بارش برف بی موقع ضرر نخوره، برف و مه توی تابستون جالب باید باشه..

دلتون میخواد همین الان وارد این قلعه شگفت انگیز بشید و تو بالکن پشتی، رو صندلی چوبی بنشینید و به ماهِ خیره کننده ی این قلعه نگاه کنید؟!
پ.ن:
بیخود نیست پیانو به عنوان مادر سازها و کامل ترین ساز شناخته میشه. اگه این موسیقی سحر آمیز رو گوش کردید و داخل قلعه شدید، لطفآ چندتا هیزم از کنار شومینه بردارید داخلش بندازید تا آتش روشن بمونه برای سیندراِلا. اِلا خانوم از شاهزاده طلاق گرفته، تنها توی اتاق زیر شیروونی قلعه زندگی میکنه..