
به نظرم روز ها شجاع تر باشم، گاهی در اعماق دره های توچال بر روی صخره ای با نمای کوه ها و دورنمای تهران میشینم رو یه تخته سنگ و با خودم میگم ای کاش یه گرگ میومد این سمتا یه کم کتکش میزدم. ولی امان از شب های کوهستان، وقتی شب میشه رو همون تخته سنگ میشینم میگم خدایا غلط کردم گرگِ نیاد..

دلی که خانه ی غرور است کانون محبت نشود. یاران دوران فرومایگی، نکوخویی ندانند و تنگ نظران ره به بزرگی نبرند. حسودان بر جمال و کمال جز به چشم کین ننگرند و دروغگویان از کسی وفا و اعتماد نبینند./هان ولفگانگ گوته
به نظر می رسد کتابخونه های تفکیک جنسیتی شده بهتر باشند. تمرکز بیشتره و مهم تر سکوت بیشتری در کتابخانه های غیرمختلط حکمفرماست. همین که از گوشه کنارش صدای خانم هایی شنیده نمیشه که به آقایون مزاحم صندلی کناری بگویند "خفه شو کتابتو بخون!" خودش یه برگ برنده ی بزرگ برای کتاب خانه های تفکیک جنسیتی شده است..